پرپرونکا

     
 

 

برای گل گلی

 
جمعه ٦ تیر ،۱۳٩۳

.
انواع سطوح سنجش را با ذکر مثال بنویسید.

یک متغیر را می‌توان در سطوح مختلف اندازه‌گیری کرد. انتخاب سطح
مناسب برای اندازه‌گیری متغیر مورد مطالعه باعث می‌شود که داده‌ها مورد گردآوری
گویای واقعیت مورد مطالعه باشند. به‌طور کلی چهار سطح یا مقیاس برای اندازه‌گیری
متغیرها می‌توان منظور داشت: مقیاس اسمی، مقیاس رتبه‌ای، مقیاس فاصله‌ای و مقیاس
نسبتی.

1. مقیاس اسمی

مقیاس اسمی برای اندازه‌گیری متغیرهای مقوله‌ای به کار می‌رود. این
مقیاس شامل حداقل دو مقوله متمایز است که هیچگونه تقدم یا تأخر در آن وجود ندارد.
به عبارت دیگر میان مقوله‌های مقیاس اسمی نمی‌توان ترتیب خاصی درنظر گرفت. مثلاً
برای متغیر جنسیت، نمی‌توان دو مقوله با ترتیب ویژه‌ای منظور داشت.

۲- مقیاس رتبه‌ای Ordina Iscale

مقیاس رتبه‌ای برای اندازه‌گیری متغیرهایی بکار می‌رود که پیوسته بوده و تفاوت
حالتهای مختلف صفت متغیر فقط از نظر سلسله مراتب وضع افراد قابل نمایان ساختن
باشد. مثلاً برای تعیین رتبه‌های کنکور می‌توان مقیاس رتبه‌ای را بکار برد و افراد
را در مراتب: رتبه اول، دوم تا رتبه آخر دسته‌بندی کرد. از جمله متغیرهایی که
مقیاس رتبه‌ای برای آنها بکار می‌رود متغیر نگرش می‌باشد.

۳- مقیاس فاصله‌ای Interval Scale

مقیاس فاصله‌ای مقیاسی است که به‌وسیله آن می‌توان متغیرهای کمی را که دارای مبدأ
اختیاری هستند اندازه‌گیری کرد. به وسیله این مقیاس نه‌تنها می‌توان افراد را رتبه‌بندی
کرد بلکه تفاوت آنها، از نظر صفت متغیر مورد مطالعه، را نیز می‌توان معین کرد. اما
این مقیاس دارای صفر مطلق نمی‌باشد. مثلاً برای اندازه‌گیری هوش، ارزیابی عملکرد
از مقیاس فاصله‌ای استفاده می‌شود. چه متغیر هوش دارای مقدار صفر نمی‌باشد.

۴- مقیاس نسبتی Ratis Scale

مقیاس نسبتی، که بالاترین سطح اندازه‌گیری است، مقیاسی است که دارای مبدأ صفر مطلق
بوده و از فاصله‌های مساوی برخوردار است. برای هردو مقدار این مقیاس می‌توان نسبتی
را تعیین کرد که حاکی از بیشی مقدار صفت متغیر در یک فرد نسبت به فرد دیگر مورد
مطالعه باشد. مثلاً در اندازه‌گیری سالهای خدمت کارکنان، می‌توان فردی یافت که
تازه استخدام باشد و سابقه خدمتش صفر باشد. همچنین، مثلاً، می‌توان نسبت سابقه
خدمت دو نفر که یکی دارای سابقه خدمت 10 سال و دیگری5سال است را حساب کرد. دراین
مثال، نفر اول سابقه خدمتش دوبرابر نفر دوم است و نسبت سابقه‌شان 2 می‌باشد که
مساوی نسبت سابقه خدمت دونفر دیگر از کارکنان است که سابقة خدمت آنان به‌ترتیب 6
سال و 3 سال می‌باشد. به عبارت دیگر مقیاس نسبتی علاوه بر دارا بودن ویژگیهای
مقیاس فاصله‌ای دارای مبدأ واقعی( صفر مطلق) نیز می‌باشد.

 
  لینک

 

 

 
جمعه ٦ تیر ،۱۳٩۳

تحلیل محتوای نوع پخش موسیقی در سریال شوخی کردم(طبق آرا
کارل مارکس):

نویسنده: مجید کوهکن

الف: معرفی مارکس:

کارل مارکس (1883-1818) فیلسوف سیاسی انقلابی آلمان و
بنیانگذار مکتب سوسیالیسم علمی (به همراه انگلس) یکی از با نفوذترین متفکران همه ی
دورانهاست. که آثار متعددی در زمینه های اقتصادی و سیاسی تولید کرده است. او پس از
اینکه به فرانسه مهاجرت کرد در پاریس با انگلس ملاقات کرد. هر دو به طور مستقل به
دیدگاههای مشابهی دست یافته بودند. سپس با همکاری هم اصول کمونیسم را تدوین کردن و
جنبش جهانی طبقه کارگر را پی ریزی کردند.

ب: فلسفه مارکس:

مارکس اندیشه ها و نظریه های گوناگونی را در خصوص طبقه
اجتماعی، از خود بیگانگی و... مطرح کرده است اما آنچه برای این مقاله مفید است
اشاره به نظریاتی است که مارکس در حوزه اقتصاد و ایدئولوژی دارد: او ضمن تفکیک "زیربنا"
از "روبنا" نقش اساسی را به زیربنا می دهد. زیربنا اقتصاد است روبنا
ایدئولوژی.  و معتقد است کسی که مالک ابزار
تولید است برای بقا و ماندگاری خود اندیشه های متناسب با آن را تولید می کند.

در آثار خود مارکس مطلب مهمی درباره جامعه شناسی هنر بیان
نشده است. اما

پس از او با توجه به میراثی که برجای نهاده تئوریسین ها و
اندیشمندان دیگری مبانی رویکرد مارکسیستی هنر را، به عنوان عنصری از "روبنا"
که با توجه به وضعیت "زیربنا"ی مادی و اقتصادی جامعه تعیین می شود تدوین
کردند.

ج: مجموعه شوخی کردم:

شوخی کردم محصولی صوتی تصویری است که در قالب DVD  توسط مهران مدیری برای شبکه خانگی تولید شده است
و در هر DVD  به یک موضوع اجتماعی مانند اعتیاد، خلاقیت،
آگاهی و... در قالب نمایشهای طنز پرداخته می شود.

د: موسیقی مجموعه شوخی کردم:

موسیقی مجموعه شوخی کردم توسط فرهاد مدیری(!!) تهیه شده است
که در شکل تیتراژ اولیه، موسیقی متن، موسیقی وله بین برنامه ای، تیتراژ پایانی و
پخش آیتم موسیقی ارائه می گردد.

تیتراژ اولیه با استفاده از موسیقی گروه جیپسی کینگ که
گروهی اسپانیای و از کولی های آن منطقه هستند ساخته شده و فضایی شاد و هیجانی
دارد.

موسیقی متن هر بخش نمایشی با توجه به فضای آن بخش، اثری
معمولی و متعارف است.

موسیقی وله های بین برنامه ای مقدمه ای برای ورود به برنامه
بعد است که روی تعدادی جلوه بصری کامپیوتری می آید.

تیتراژ پایانی نیز در فضایی متفاوت از کل کار نوعی موسیقی
برگرفته از موسیقی کلاسیک است.

اما آنچه بهانه نوشتن این مقاله و پرداختن به مباحث جامعه
شناسی هنر شد. پخش یک آیتم مستقل و مجزا در مجموعه شوخی کردم است که در بعضی از
قسمتها به شکل کلیپ، در برخی دیگر به صورت استودیویی ضبط شده است.

ه: تحلیل:

طبق نظریه مارکسیستی هنر شاید بشود به طرح پرسشی اینگونه
برآمد تا بر اساس الگوهی معلوف جامعه شناسی بتوان پاسخ مناسبی را برای آن جستجو
کرد:

رابطه میان استقلال نسبی تولید و آفرینش و پخش آیتم های
موسیقی در مجموعه شوخی کردم به عنوان یک بخش مستقل و مجزا – نه به عنوان عنصری مکمل یا
زمینه ای- و شرایط اقتصادی و فرهنگی کدام است؟

مفروض دانستن رابطه ی مکانیکی و انتزاعی میان زیربناهای
اقتصادی و روبناهای فرهنگی ما را برآن می دارد تا برای پرداختن به این پرسش به
جنبه هایی از دیالکتیکی بودن این رابطه اشاره کنیم و تاکید کنیم که این عمل (پخش
آیتم موسیقی مستقل) با آگاهی و نقش دو حوزه زیربنایی و روبنایی در جامعه هدف انجام
گرفته است.

میان ساختار اقتصادی و ایئولوژی های موجود بر اساس
دیدگاههای مارکس روابط دیالکتیکی برقرار است: یعنی آنگونه که انسان امروز به منظور
برآوردن نیازهای حیاتی و هیجانی خود اقدام می کند، نیازهای معنوی نیز در پی این
فرایند سر برخواهند داشت.

اما از آنجا که نیازهای فزاینده ی مادی، جامعه انسانی را به
تمرکز همه توش و توان های خود حول  برآوردن
این نیاز وا می دارد و همچنان که تولید مادی گسترش می یابد اهمیت ایدیولوژی و
نیازهای معنوی کاسته می شود و عدم توازن تازه ای میان سطح تولید مادی و سطح تولید
معنوی پدید می آید.

جامعه مصرفی ما اکنون به مرحله ای رسیده است که می تواند تا
حدودی نیازهای مادی خود را برآورده نماید اما توان و تفکر برآورده کردن تمام
نیازهای معنوی خود را مسکوت گذاشته است.

حتی در میان مخاطبان هنر آنجا که باید در پی ارضا نیازهای
متعالی خود بوده باشند و در پی ارتقا سطح معنوی خود برآیند بیشتر درگیر حس های
ترس، هیجان، طنز و... گردیده اند. و تفریح و سرگرمی در اولویت است. تا آنجا پرفروش
ترین فیلمهای تاریخ سینمای ما فیلمهای کمدی هستند.

تولید کنندگان سریال شوخی کردم با وقوف بر این وضعیت به
گونه سعی در پر کردن بخشی از خلا موجود در مخاطب عام را با قرار دادن موسیقی نسل
جوان در کنار آیتم های طنز داشته اند در ادامه به برخی کارکردهای دیگر این نوع
موسیقی اشاره می شود:

1.چناچه قرار بود این سریال در تلویزیون پخش شود جای چنین
این نوع موسیقی، بی شک آگهی های بازرگانی می گرفت. تیزرهای تبلیغاتی تکراری ، سطحی
و عاری از خلاقیتی که تنها برای تامین بخشی از هزینه سازمان و... پخش می شد. اما
تولید کنندگان با توجه به انتخابی که مخاطب از دستگاهی تعاملی می توان داشته باشد
آگهی ها را در بسته های مجزا عرضه کرده و برای تنفس و تمرکز از این نوع موسیقی
بهره برده اند که در نوع خود پیشرو است.

2.از آنجا که یکی از نحوهای محاسبه قیمت گذاری یک سریال یا
فیلم در سازمان صدا و سما مقدار زمانی است که آن فیلم روی آنتن می رود عموماً
تولیدکنندگان با آب بستن به موضوعات و کشدار کردن صحنه ها سعی در پر کردن برنامه
خود دارند  که مخاطب را کسل وخسته می کنند.
اما تولید کنندگان شوخی کردم با این آگاهی آیتم ها را موجز و استعاری ساخته اند و
در عوض از این موسیقی ها در جای جای سریال استفاده کرده اند به گونه ای خلاقانه
همان نقش را به عهده دارد.

3.از نظرگاهی دیگر وقتی بخش های دیگر مجموعه شوخی کردم را
با بخش پخش موسیقی به عنوان یک بخش مجزا مقایسه می کنیم – میان بخش های طنز به منزله یک
کل و بخش موسیقی به منزله یک جز- با دو پدیده با ساختارهای متفاوت موجه ایم که به
دو تفاوت آن در این فرصت اشاره می کنیم:

الف: عینی بودن فضا بخش های نمایشی و پلاتو ها نسبت به بخش
موسیقی که انتزاعی است.

با این توضیح برخی بخش ها دارای کلیپ های تصویری هستند مثلا
در پله برقی موسیقی اجرا می گردد یا عقب یک وانت که دنده عقب می رود و برخی از
آنها در استودیو ضبط شده اند.  در اینجا باید
به این نکته اشاره کرده چنانچه مقرر بود این سریال در تلویزیون پخش شود این بخش ها
باید حذف می شد. چرا که طبق قانون صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نمایش تصویر
سازها در تلویزیون ممنوع می باشد. و تولید کنندگان سعی در به رخ کشیدن این تمایز
دارند تا جایی که نوازنده رو به دوربین قرار می گیرد و می نوازد. زاویه دوربین در
برخی نماها فقط ساز را نشان می دهد.

ب: طنز آمیز و کمیک بودن آیتم های نمایشی در مقابل آیتم های
موسیقی که فضایی معمولی و رسمی دارد.

موسیقی های ارائه شده در این بخش ها عموما دارای فضایی جدی
و فاخر هستند تا آنجا در بخش قسمت ها به باز تولید برخی آثار مشهور جهان می انجامد
(مثلاً بازخوانی آثاری از جو استافورد، فرانک سیناترا و...)

اما اثبات تمایزها و حتی یگانگی ها که بین این دو شکل ارائه
مفهوم وجود دارد همچون تشخیص تمایز بین هنرهای بصری و هنرهای شنیداری است. آنها
کارکرد متفاوت خود را دارند و قرار گرفتن آنها در یک بسته توجه تولید کنندگان به
دو امر زیربنایی و روبنایی را مشخص می کند. این نوع استفاده و استفاده از این نوع
موسیقی در این مجموعه هنگامی به تمامی نمودار می شود که آنها را در یک کلیت نه به
طور جدا افتاده بلکه بیشتر در ارتباط متقابل و ملموس آنها و در یک واحد فرهنگی در
نظر بگیریم وگرنه مهران مدیری پیش از این به شکل جداگانه اقدام به تولید موسیقی
کرده بود.

منابع:

-        
آندره ، پ . مارکس و مارکسیسم، ترجمه: شجاع الدین ضیائیان، انتشارات
دانشگاه تهران

-        
ماکس رافائل . سه پژوهش در جامعه شناسی هنر، ترجمه اکبر معصوم بیگی،
نشر آگه

-        
احمدی ، بابک . مارکس و سیاست مدرن، نشر مرکز

 
  لینک

 

 

 
دوشنبه ۱٥ مهر ،۱۳٩٢

عالم پر است از تو و

خالیست جای تو

 
  لینک

 

حافظ

 
چهارشنبه ٩ امرداد ،۱۳٩٢

چه شکرهاست در این شهر که قانع شده اند

شاهبازان طریقت به مقام مگسی

 
  لینک

 

ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ

پرپرونکا




نویسندگان وبلاگ
پرپرونکا





آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
  RSS 2.0